شيخ حسين انصاريان

405

اهل بيت (ع) عرشيان فرش نشين (فارسى)

الحَمْدُ لِلّهِ الَّذِى رَزَقَنى مِنَ الرِّياشِ ما أَتَجَمَّلُ بِهِ فى النَّاسِ ، وَأُوارِى بِهِ عَوْرَتِى . « خداى را سپاس كه به من لباس فاخر روزى داد كه با آن در ميان مردم خود را بيارايم و عورتم را با آن بپوشانم » . به وى گفته شد : يا اميرالمؤمنين ! اين چيزى است كه از خود روايت مىكنيد يا چيزى است كه از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيده‌ايد ؟ فرمود : بلكه چيزى است كه از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيده‌ام كه هنگام پوشيدن لباس مىگفت . در اين ميان پدر نوجوان كه صاحب جامه بود از راه رسيد . به او گفتند : پسرت پيراهنى را به اميرمؤمنان به سه درهم فروخت . پدر رو به فرزند كرده گفت : چرا بيشتر دو درهم گرفتى ؟ پدر يك درهم را گرفت و با آن به سوى اميرمؤمنان آمد در حالى كه امام عليه السلام بر دروازهء رحبه با مسلمانان نشسته بود ، [ به امام ] گفت : اى اميرمؤمنان ! اين يك درهم را بگير ، [ امام ] گفت : ماجراى اين درهم چيست ؟ گفت : قيمت پيراهنت دو درهم بود ، [ امام ] گفت : با رضايت من به من فروخت و با رضايت او از او گرفتم « 1 » . پرداختى شگفت‌آور سال هشتم هجرى ، مكه به دست با كفايت رسول خدا صلى الله عليه و آله فتح شد . خانهء خدا با بت شكنى اميرالمؤمنين عليه السلام از پليدى بت‌ها به پاكى و طهارت توحيدى باز گشت . پيامبر بزرگ صلى الله عليه و آله براى نابودى بت و بتخانه‌هاى اطراف شهر ، گروه‌هاى ارشادى و تبليغى اعزام داشت تا به سوى خداوند متعال فرا خوانند و فرمان جنگ به آنان نداد ، از آن جمله خالد بن الوليد بود كه وى را

--> ( 1 ) - كشف الغمة : 1 / 163 ؛ بحار الأنوار : 40 / 331 ، باب 98 ، حديث 14 .